1393/1/28 و سونو آنومالی( تشخیص جنسیت دلبر مامان و بابایی)
امروز دیگه به سلامتی جنسیت نی نی تو دلییم مشخص میشه، من چند زوزی بود هی سرم درد میگرفت خیلی خسته بودم ظهر با بابایی از تنکابن به سمت تهران راه افتادیم و ناهار هم تو راه خوردیم ، قرار شد بابا جان( بابای مامان
) برای سونوگرافی یه وقت بگیرم اونم عجله ای
بمیرم برا باران جونم که هم سونو ان تیو هم آنومالیش عجله ای شد
بازم اشکال نداره گلم مهم سلامتیت بود که الحمدله اوکی بود نازنینم بقیه چیزا درست میشه
من و بابایی خیلی وست داشتیم جنسیتتو زودتر بفهمیم ، آخه میخواستیم واسه خوشملمون اسم انتخاب کنیم لباس بخریم، خلاصه میخواستیم با عزیز دلمون راحت تر ارتباط برقرار کنیم
همه چی تو سونو آنومالی خوب بود
ولی نمیدونم چرا طول سرویکس کمتر شد یعنی از 34 اومد 31
، فک کنم به خاطر فعالیت هایی که قبل عید داشتم بود
فقط حیف شد که سونوگرافیسته بد اخلاق بود و از رو مانتیتور نزاشت تورو نگاه کنم
تازه انقد شکممو فشار داد
خیلی از دستش عصبانی بودم
، آخه چرا به عزیز دلم فشار میاره بمیرم واست
حتی نزاشت باباجونت بیاد داخل از مانتیور عکس نازنینشو ببینه
البته همون اولش جنسیت رو بهم گفت
واسمون فرق نداشت چه جنسیتی باشی فقط سلامتی عزیز دلمون برامون مهم بود بعدش دکتر همه اعضای بدنتو چک کرد که خدارو شکر مشکلی بود
خدارو هزاران مرتبه شکر به خاطر سلامتیت، ایشالا تا همیشه واسه پدر ومادرت سالم و صالح بمونی




1393/1/28 و سونو آنومالی( تشخیص جنسیت دلبر مامان و بابایی) 
